اللهم انى اسا لک یا الله یا واحد یا احد یا فرد یا وتر یا صمد (یا) من ملات ارکانه السموات ئ الارض اسالک ان تسخر قلب فلان ابن فلانة کما سخرت الحیة لموسى علیه السلام و اسالک ان تسخر قلب ابن فلان کما سخرت لسلیمان جنوده من الجن و الانس و الطیر و الوحش و هم یوزعون (و) اءسئلک ان تلین قلب فلان کما لینات الحدید لداود علیه السلام ، اءسئلک اءن تذلل قلبه کما ذللت نور القمر لنور الشمس یا الله هو عبدک ابن اءمتک . اءنا عبدک ابن اءمتک خذلى بقدمیه و من ناصیته فسخره لى حتى تقضى حاجتى بهذا و ما ارید انک على کل شى ء قدیر
((ان الذین امنوا و عملوا الصالحات سیجعل لهم الرحمن ودا))


ترجمه : بار خدایا همانا از تو در خواست مى کنم اى خدااى یگانه ، اى یکتا اى تنها تک اى بى نیاز اى کسى که ارکانش آسمان و زمین را پر نموده ، از تو مى خواهم که دل و قلب فلانى فرزند فلان زن را به تسخیر من در آورى همچنانکه مار و اژدها را براى حضرت موسى تسخیر نمودى ، و از تو در خواست مى کنم که قلب فرزند فلان مرد را براى من مسخره کنى ، همانطور که براى حضرت سلیمان جن و انس و پرنده و چرنده و وحوش را مسخره نموى و ارتش او را از آنها قرار دادى


 

دعای تسخیر قلب شخص مورد نظر


بر آورده شدن حاجات یاتسخیر کردن دل کسىدر کتاب خطى منسوب به شهید از امیر المؤ منین على علیه السلام نقل شده که (براى تسخیر قلب شخص مورد نظر خود) بخواند:

(( اللهم انى اسا لک یا الله یا واحد یا احد یا فرد یا وتر یا صمد (یا) من ملات ارکانه السموات ئ الارض اسالک ان تسخر قلب فلان ابن فلانة کما سخرت الحیة لموسى علیه السلام و اسالک ان تسخر قلب ابن فلان کما سخرت لسلیمان جنوده من الجن و الانس و الطیر و الوحش و هم یوزعون (و) اءسئلک ان تلین قلب فلان کما لینات الحدید لداود علیه السلام ، اءسئلک اءن تذلل قلبه کما ذللت نور القمر لنور الشمس یا الله هو عبدک ابن اءمتک . اءنا عبدک ابن اءمتک خذلى بقدمیه و من ناصیته فسخره لى حتى تقضى حاجتى بهذا و ما ارید انک على کل شى ء قدیر ((ان الذین امنوا و عملوا الصالحات سیجعل لهم الرحمن ودا))
ترجمه : بار خدایا همانا از تو در خواست مى کنم اى خدااى یگانه ، اى یکتا اى تنها تک اى بى نیاز اى کسى که ارکانش آسمان و زمین را پر نموده ، از تو مى خواهم که دل و قلب فلانى فرزند فلان زن را به تسخیر من در آورى همچنانکه مار و اژدها را براى حضرت موسى تسخیر نمودى ، و از تو در خواست مى کنم که قلب فرزند فلان مرد را براى من مسخره کنى ، همانطور که براى حضرت سلیمان جن و انس و پرنده و چرنده و وحوش را مسخره نموى و ارتش او را از آنها قرار دادى .
و از تو خواستارم که قلب فلانى را براى من نرم کنى همانطورى که آهن را براى حضرت داود علیه السلام نرم نمودى ، و از تو مى خواهم که قلبش را برایم رام گردانى چنانکه نور ماه را براى نور خورشید رام نمودى (و چنانکه نور خورشید را براى ماه رام گردانیدى )، اى خدا او بنده تو است فرزند کنیز تو است و من بنده تو فرزند کنیز تو هستم ، پاها و پیشانى او و از سر تا پاى او را بگیر و براى من مسخرش کن ، تا حاجتم و آنچه بوسیله او بر آورده شود.
گه تو بر هر چیز توانائى ، همانا کسانى که ایمان آوردند و عمل شایسته انجام دادند خداى رحمان محبت را براى آنها قرار خواهد داد و دیگران به او علاقه مند خواهند شد.
براى تسخیر دلها و حیوانات و اسم اعظمدر کتاب خطى منسوب به شهید که روایتش را ترجمه کرده اند مى فرماید: مقاتل به مردى گفت : دعائى به تو یاد مى دهم که بخوانى و مستجاب شود و اگر مستجاب نشد مقاتل را لعن کن چه زنده باشم چه مرده ، وقتى نماز ظهر را خواندى صد مرتبه بگو: (( بسم الله الرحمن الرحیم و لاحول و لاقوة الا بالله العلى العظیم ، یا قدیم یا دائم یا فرد یا وتر یا احد یا صمد.))
ترجمه : به نام خداوند بخشنده مهربان ، هیچ جنبش و توانى نیست جز به خداى والا و بزرگ اى قدیم اى ابدى و همیشگى اى تنها اى یکتا اى یگانه ، اى بى نیاز.
و شخصى از کاروان حجاج فرار کرده بود تا به کوى رسید که روى آن کوه راهبى بود راهب به او گفت : چطور اینجا آمدى و اینجا حیوانات درنده اى دارد که مى آیند در نزد این آب ، پس این شخص ساکت شد و جوابى نداد.
هنگامى که شب فرا رسید، حیوانات درنده به کنار آن آب وارد شدم ، پس ‍ این شخص دست خود را بالا آورد و گفت : (( یا بسم الله الرحمن الرحیم یا مسخر ما فى الارض لخلقه با مجرى الفلک فى البحر بامره یا ممسک السماء ان تقع على الارض الا باذنه ، ارحمنى انک بالناس ‍ لروف رحیم سخرها لى .))
ترجمه : اى که نامت خداى رحمان رحیم است ، اى تسخیر کننده آنچه که در زمین است براى مخلوقینش ، اى که کشتى در دریا به امر تو در جریان است ، اى که نگه دارنه آسمانى که جز به اذن تو به زمین نیفتد، به من رحم کن چون تو به مردم رؤ ف و مهربانى ، این حیوانات را براى من مسخره کن و در تسلط من قرار ده .
پس آن حیوانات ثابت سر جاى خود ماندند، و او هم در کنار آنها بود.
راهب گفت : این دعا را به من یاد بده من اسم اعظمى که خداى متعال بر پیغمبرش نازل کرد به تو یاد مى دهم ، آن وقت طى الارض براى تو حاصل مى شود (به آسانى مى روى حج ) و به پیش من بر مى گردى ، پس ‍ به تو احسان مى شود و ازدواج هم مى کنى .
پس آن شخص دعا را به آن راهب یاد داد، پس راهب هم دعاى اسم اعظم را به او تعلیم داد که این است :(( اللهم انى اسالک باسمک الرحمن الرحیم الواحد الذى لیس غیره قدیم ، لاند له دائم له حى لایموت ، خالق ما یرى و ما لایرى عالم کل شى ء بغیر تعلم اکفنى مؤ ونة الحجاج .))و او به حج رفت و پیش راهب برگشت ئ راهب به او جاى داد و او ازدواج هم نمود.

(( قال الله تعالى من طلبنى و من وجدنى احبنى و من احبنى عشقنى و من عشقنى و من عشقنى عشقته و من عشقته قتلته و من قتلته فعلى دیته و من على دیته فانادیته . ))
خداى متعال فرموده : هر کس مرا طلب کند پیدایم کند و آنکس که پیدایم کند مرا دوست دارد، و آنکس که مرا دوست دارد به من عشق مى ورزد، و آنکس که به من عشق مى ورزد ، و آنکس را که من به او عشق ورزم او را مى کشم و آنکس را که به من بکشم دیه اش بر من است و کسى که دیه اش بر من است من خودم دیه او هستم